سایت شخصی شهرام کرمی نویسنده و کارگردان تئاتر | یک مصاحبه و حرف‌های زیاد
15913
rtl,post-template-default,single,single-post,postid-15913,single-format-standard,ajax_fade,page_not_loaded,,vss_responsive_adv,vss_width_768,qode-child-theme-ver-1.0.0,qode-theme-ver-16.1,qode-theme-bridge,disabled_footer_top,disabled_footer_bottom,wpb-js-composer js-comp-ver-5.4.7,vc_responsive

یک مصاحبه و حرف‌های زیاد

یک مصاحبه و حرف‌های زیاد

بعد از دوسال مسئولیت در اداره کل هنرهای نمایشی اواخر سال 1398 دوره مدیریت من بر این مرکز به پایان رسید. تجربه متفاوت و خاص که در یک شرایط سخت برای من حاصل شد. وقتی به این مدت و زمان دو ساله فکر می‌کنم پر از خاطرات و چالش‌های عجیب برای من است. روزهای سخت و البته تجربه های شیرین و گاهی هم پیش‌بینی نشده که برای من جهان دیگری را ایجاد کرد. به مرور درباره این تجربه خواهم نوشت.و البته حرف‌هایی که باید درباره آن‌ها بیشتر گفته شود. به عنوان عضوی از خانواده هنر قبول مسئولیت کردم و تمام سعی من در طول دوسال برای کمک و خدمت به هنرمندان و مخاطبان بود. کارهای زیادی را می‌شود انجام داد و شرایط موفقیت در این رشته بسیار زیاد است. سرمایه انسانی و علاقه مخاطب یک موضوع مهم است. اما مشکلات مختلف کار کردن در این عرصه را سخت کرده بود. مصاحبه من با بابک احمدی و روزنامه اعتماد که در آخرین روزهای مسئولیت انجام شد حاوی نکات جالبی است که در اینجا می‌خوانیم.

 

سال پرچالش

 

 

با شهرام کرمی درباره سال پرچالش اداره‌کل هنرهای نمایشی

یک تاجِ خاردار

 

 

گفتگو از بابک احمدی

«گفت ‌و گوی پیش ‌رو ابتدا با هدف انتشار در «سالنامه اعتماد» ویژه نوروز ۹۹ تنظیم شد اما به دلیل بالا رفتن حجم مطالب برخلاف میل باطنی از چاپ آن در مجموعه صرف‌ نظر کردیم و گمان نداشتیم، کرمی درست در روزی که سالنامه روی کیوسک روزنامه‌فروشی‌ها ‌می‌آید از سمت خود به عنوان مدیرکل هنرهای نمایشی استعفا دهد. گرچه پاسخ او به پرسش پایانی‌ در لحظه برایم روشن کرد، نمایشنامه‌نویس و کارگردان قصه ما سال آینده پشت میز مدیریت نخواهد نشست. اکنون به واسطه این استعفا می‌توان مدعی شد، زنجیره اتفاق‌های چالش‌برانگیز تئاتر در سال ۹۸ کامل است؛ البته اگر همین روزها خبر تعطیلی بعضی سالن‌های غیردولتی در رسانه‌ها منتشر نشود. اعلام خبر استعفای مدیرکل موجب شد، آخرین صفحه تئاتر روزنامه «اعتماد» در سال عجیب ۹۸ را به این گفت‌ و گو اختصاص دهیم

امروز به‌حتم می‌توان این گزاره را پیش کشید که وقتی ایده هدایت اداره کل هنرهای نمایشی به گوش شهرام کرمی خوانده شد، روحش خبر نداشت در فاصله‌‌ای کوتاه قرار است چه وقایع غریبی رخ دهد. پاره‌ای اتفاق‌ها که شاید از آخرین نمونه‌‌اش (با اندکی اغماض) یک دهه می‌گذشت. مثلا همین ماجرای انصراف گروه‌های تئاتری از حضور در جشنواره‌‌ فجر که برایش تدارک ویژه دیده شد، اما… چهره ‌آشنای تئاتر با این استدلال به ریاست منصوب شد که «اگر کرمی نیاید، کسی خارج از دایره جامعه تئاتر می‌آید» اما طرح‌کنندگان این اضطراب! متوجه نبوده و نیستند، یک‌جای استراتژی‌شان می‌لنگد. اینکه وضعیت بودجه و کیفیت تعامل نهادهای موازی و غیرموازی با هنرمندان (خاصه جامعه تئاتر)، اساسا به چیزی جز سرپا کردن یک ساختمان کلنگی کفاف نمی‌دهد؛ پس چه تفاوت است بین زمامداری یکی از اهل تئاتر و غیر؟ شاهد خیلی سریع از غیب رسید و مدتی نگذشت که مدیر مجموعه تئاتر شهر به دادگاه فراخوانده شد و یک شب نیز در بازداشت خوابید. ضرب‌شست کاری به مدیر فرهنگی که به قول خودش با هزار امید آمده بود، اما احتمالا همان شب کذایی متوجه شد آنچه مدیرکلی هنرهای نمایشی بر سر می‌گذارد، جز تاج خار نیست. ابتدا قصد این بود که به بهانه اتفاق‌های یک سال اخیر با شهرام کرمی گفت‌وگو کنم، اما ناخواسته جایی از صحبت به کلیت این دو سال هم کشید. به خصوص که جمعی از هنرمندان معتقدند مساله ممیزی ظرف این مدت، شمایلی متفاوت و بعضا ناراحت‌کننده‌ پیدا کرده است، موردی که البته از سوی مدیرکل هنرهای نمایشی رد شده ولی در زمانه فقدان منابع سنجش دقیق، چه کسی می‌داند کدام‌یک دقیق‌تر می‌گوید؟!  شاید وضعیت پیش از حضور شهرام کرمی هم به همین منوال بوده و ما به هر علت نخواستیم ببینیم!

 

* اگر موافق باشید از وقایع انتهای سال به ابتدا حرکت کنیم، ماجرای شیوع ویروس کرونا پیش آمد و متعاقب آن کلیه برنامه‌های تئاتری تعطیل شد. در برهه‌های زمانی این‌چنین، هنرمندان تئاتر یک انتظار حداقلی دارند مبنی براینکه وزیر ارشاد با انتشار یک پیام ساده تلاش کند آرامش روانی به وجود بیاورد؛ دوم، انتظار حداکثری به معنای اعلام حمایت و پرداخت خسارت تا آنجا که دولت در توان دارد؛ اما وزارت ارشاد تا لحظه گفت‌وگوی ما طبق معمول سکوت کرده است. چرا هیچ اتفاقی نیفتاده؟

ماجرای بحران کرونا که تمام فعالیت‌های کشور را تحت تاثیر قرار داد، غیرقابل پیش‌بینی بود و هیچ‌یک از ما در مخیله‌اش هم نمی‌گنجید چنین بحران همه‌جانبه‌ای در کشور رخ دهد. پیش از این‌بارها شاهد وقایع طبیعی همچون زلزله یا سیل بوده‌ایم و بعضا نقطه‌ای از کشور درگیر می‌شد که مردم بزرگ‌منشانه به کمک هموطنان خود می‌شتافتند، اما ویروس کرونا خیلی سریع بسیاری نقاط کشور را دچار بحران کرد و تمام فعالیت‌ها و حتی اصناف هنری و هنرمندان با مشکل مواجه شدند. در حوزه هنرهای نمایشی از همان روزهای اول سعی کردیم ارزیابی‌ جدی داشته باشیم، تصور می‌کردیم ماجرا مقطعی است اما هرچه گذشت بیشتر به ابعاد واقعه پی‌بردیم. از این مرحله به بعد لازم بود پیرامون زوایای مختلف ماجرا به گپ و گفت بپردازیم که من از مدیران سالن‌های خصوصی خواستم جلسه‌ای داشته باشیم. معتقدم در چنین شرایطی نهادهای دولتی و حتی اصناف هنری مسئولیت دارند و باید به جامعه‌ هنرمندان توجه کنند. اما موضوع رسانه‌ای نشد، شاید هنرمندان انتظار داشتند سریع‌تر با نتیجه  مواجه  شوند. برای رفع این مشکلات کارهایی انجام دادم ولی جمع‌بندی نهایی طول کشید. نکته این بود که به هرحال ما نمی‌دانستیم تعطیلی‌ها قرار است چند هفته ادامه پیدا کند، به همین دلیل هر عملی شکل شتابزده به خود می‌گرفت و حتی شاید به نتیجه نمی‌رسید. باید زمان می‌دادیم ابعاد ماجرا کمی برای‌مان روشن‌تر شود. با معاون امور هنری هم صحبت‌ کردم، چون وقتی درباره هنرهای نمایشی صحبت می‌کنیم، بسیاری موضوعات ضمن اشتراک اما در عمل با دیگر هنرها متفاوت می‌شود. در هنر تئاتر با فعالیت گروهیِ زمان‌بری مواجه هستیم که از تمرین تا اجرا نیازمند برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت یک گروه نمایشی است. باید در نظر داشته باشیم که مثلا در موسیقی هم گروه مدتی تمرین می‌کند و چند شبی روی صحنه می‌رود ولی در حوزه تئاتر ما بعضا با ۴۰شب یا حتی بیشتر اجرا مواجه هستیم، نه یک یا دو شب. تئاتر به شکل سنتی هم همواره مورد حمایت‌ نهادهای دولتی بوده و اتفاق تازه‌ای نیست.

 

* به نکات واقف هستیم ولی واکنش وزیر چه بود؟

قصد داشتم تاکید کنم همه متوجه هستیم تئاتر بیش از تمام حوزه‌ها آسیب می‌بیند و به حمایت جدی‌تر نیاز دارد. همان زمان با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون امور هنری صحبت کردم، پیشنهاد هم دادم حمایت به هر دو شکل مستقیم و غیرمستقیم باشد، در نهایت قرار شد که وزیر نیز ارزیابی‌‌هایی انجام دهد. همین امروز که مشغول گفت‌وگو هستیم قرار بود جلسه‌ای به همین منظور برگزار شود و آسیب‌های وارده به حوزه هنر را شناسایی کنند و راه‌کارهایی برای تداوم فعالیت هنرمندان مطرح کنند. ما هم منتظر اعلام برنامه‌ها هستیم و به تناسب سیاستگذاری پیش خواهیم رفت. اداره‌کل هنرهای نمایشی جدای از این نگاه اختیاراتی دارد و من در جلسه با مدیران سالن‌های خصوصی هم اعلام کردم این اداره‌کل نقش حمایتی خود را به تناسب انجام خواهد داد. راهکارهای متفاوتی را برای کمک به هنرمندان در این شرایط می‌توان در نظر گرفت.

  * انتظار می‌رفت شما نیز در جلسه وزیر حاضر باشید تا ابعاد ماجرا بهتر تبیین شود. کلا به نظر می‌رسد وزارت ارشاد در برخورد با تئاتر کمتر مشورت می‌گیرد و ما تازه بعد از ابلاغیه‌ها متوجه می‌شویم قرار است چه اتفاقی رخ دهد.

 تمام مواردی که برای شما شرح دادم به اطلاع وزیر رسیده و امیدوارم به تناسب همین اطلاعات و تحلیل‌های صورت گرفته حاصل کار کارشناسی تصمیم درست اتخاذ شود. به‌نظرم دولت در جریان بحران‌ها باید نقش اصلی خود را که همان نقش حمایتی است انجام دهد. نمونه و الگو هم داریم، مثل ژاپن و چین که دولت برای کاهش خسارت‌های مالی اصناف و هنرمندان وارد عمل شد.

  * فکر می‌کنید وزارت ارشاد ما در شرایط کنونی از چنین بنیه‌ اقتصادی برخوردار است؟

واقعیت توان و ظرفیتش را ندارد. ما از فروردین امسال کمک‌هزینه گروه‌های نمایشی را پرداخت نکردیم و به‌شدت به هنرمندان مقروض هستیم. از جهت ساختاری و اعتباری دست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باز نیست. شاید یکی از دلایلی که موجب شد تاکنون وزارت ارشاد در قبال تعطیلی سالن‌های نمایشی و فعالیت هنرمندان واکنش نشان ندهند همین بوده و به رایزنی نیاز داشتند. اما به هرحال وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون امور هنری باید پی‌گیر یک اعتبار ویژه برای جبران خسارت‌های حوزه هنر باشند.

  *فکر می‌کنید در عمل پیگیری می‌کنند؟

چیزی که از شخص وزیر و معاون امور هنری شنیدم دغدغه دارند و قطعا در حیطه و مسوولیت‌شان پیگیر موضوع هستند، مهم به نتیجه رسیدن است.

  *دقیقا، چون همین مساله عدم پرداخت دیون دولت به هنرمندان تئاتر این پیام را به دنبال دارد که باید در مورد پرداخت خسارت‌های ناشی از تعطیلی سالن‌های نمایشی هم نگران باشیم.

من خیلی خوش‌بین هستم و امیدوارم زمانی که مصاحبه ما منتشر می‌شود اتفاق خوبی افتاده باشد.

  * یک گام دیگر که به عقب برگردیم ماجرای برگزاری جشنواره تئاتر فجر در بهمن ماه مطرح می‌شود که یکی از چالش‌های جدی دوران مدیریت شما بود. اتفاق‌های سیاسی اجتماعی آبان موجب شد بعضی گروه‌ها از حضور در جشنواره انصراف دهند، درحالی که می‌دانم برای برگزاری با کیفیت این رویداد برنامه‌ریزی داشتید اما قطعا پیش‌بینی چنین واکنشی هم وجود نداشت.

ماجرای برگزاری جشنواره هم از آن اتفاق‌های غیرقابل پیش‌بینی بود. سال دوم مدیریت من و دومین سالی که نادر برهانی‌مرند به عنوان دبیر حضور داشت، هر دو هم برنامه‌ داشتیم کاری کنیم جشنواره سی‌وهشتم به یکی از خاطره‌انگیزترین دوره‌ها بدل شود. آسیب‌شناسی کردیم، با طیف‌های متعدد هنرمندان و حتی مدیران هنری حرف زدیم و کاملا هم نقدپذیر پیش رفتیم. بهترین گروه‌ها و کمپانی‌های تئاتر جهان در فهرست اجراهای بخش بین‌الملل ما قرار داشت که شما شاید از «روبرتو چولی» و «رومئو کاستلوچی» اطلاع داشته باشید، در حالی که قرار بود از کمپانی شابونه آلمان نیز یک اجرای مهم در ایران روی صحنه برود. قرار بود فقط از ۸ گروه شناخته شده جهانی میزبانی کنیم، اما حوادث متعدد مانع ایجاد کرد و در نتیجه گروه‌های خارجی انصراف دادند و بعضی گروه‌های داخلی هم تمایل به حضور در جشنواره نداشتند. البته بارها گفته‌ام به نظرات این گروه از هنرمندان احترام می‌گذارم، هرچند از آنها گله‌ داشته و این عدم تمایل به حضور در یک رویداد باسابقه هنری را با هر برداشت و تحلیلی نمی‌توانم بپذیرم.

  *چرا؟

چون این موضوع بیشتر از اینکه یک رفتار اعتراضی باشد بیشتر به خود تئاتر لطمه زد.

* کمی توضیح می‌دهید؟ چون ما همیشه با این گزاره کلیِ لطمه به تئاتر مواجه هستیم.

ظرف یک دهه گذشته بین برخی طیف‌های جامعه و مسوولان نسبت به تئاتر نگرش منفی به وجود آمده و این اتفاق به بدبینی‌ها در این حوزه دامن زد. اساسا طرز تفکر ایجاد شده این است که هنرمندان تئاتر به رعایت قید و بندهای اخلاقی و اجتماعی مقید نیستند، یا آنکه اصول و چارچوب فکری و موضوعات نمایش ها چندان در راستای فرهنگ و ارزش‌های جامعه قرار ندارد. درحالی که این نگرش و دریافت بسیار غلط است. امکان دارد در یک زمینه هنری حتی محصول نازل هم تولید شود اما این قابل تعمیم به تمامیت آن هنر نیست. نمی‌شود اجرای یک نمایش را به کل فعالیت تئاتر تعمیم دهیم. سالانه در تئاتر ما آثار زیادی تولید و اجرا می‌شود. مگر چند درصد این آثار از جهت محتوایی و مضمون دچار ایراد است. با هر نگاه و تحلیل. من در طول دو سال مدیریتم ستیز داشتم تا این بدبینی را از فضای تئاتر دور کنم و نشان دهم تئاتر هنری است برای نقد و اندیشه و نباید کلیت تئاتر را با بدبینی نگاه کنیم.

در تمام ادوار گذشته، مدیران تئاتر تلاش کردند ارزش و اهمیت این هنر را به مدیران بالادستی و دیگران اثبات کنند، فکر نمی‌کنید اتفاقا لازم بوده طرف مقابل خودش را به جامعه تئاتر ثابت کند؟ همواره طرف مقابل بوده که برسر راه تئاتر سنگ‌اندازی کرده، آن‌هم در شرایطی که هنرمندان چارچوب‌های قانونی مثل دریافت مجوز و اعمال ممیزی را پذیرفته‌اند و ضابطه‌مند پیش رفتند، اما ظاهرا طرف مقابل به بازیِ برد- برد قائل نیست.

قطعا معتقدم باید یک رابطه دوطرفه برقرار باشد. نمی‌گویم این فقط ما هستیم که باید خودمان را ثابت کنیم چون تمام هنرمندان تئاتر براساس ضوابط و چارچوب‌های مشخص فعالیت می‌کنند. هر اتفاقی روی صحنه‌ رخ ‌دهد با مجوز این مجموعه است و ‌هنرمندان هم در خصوص ضوابط آگاهی دارند، از جمله می‌دانند اداره کل هنرهای نمایشی مسوولیت نظارتی دارد که باید به آن عمل کند. اساسا نگاه من این است که بدبینی در حوزه تئاتر غالب شده بود.

  *بله، یعنی اگر همان مواردی که در فیلم‌های سینمایی رخ می‌دهد در تئاتر اتفاق می‌افتاد سر وصدا به‌پا می‌شد.

متاسفانه نگاه به حوزه تئاتر در مقابل سایر هنرها مثل سینما بسیار متفاوت است. در صورتی که تعداد مخاطب و فراگیری هر دو این هنرها بسیار متفاوت هستند. من تعجب می‌کنم چرا برخی موضوعات و یا رفتار و یا حتی دیالوگ‌ها در فیلم‌های سینمایی با تعداد فراگیر مخاطب برای تعداد زیادی از کسانی که به هنر تئاتر ایراد دارند موضوع مهم و قابل اعتنایی نیست اما همان اتفاقات در هنر تئاتر دچار ایراد است!

مساله من هم دقیقا همین است که از دهه شصت و هفتاد شمسی به این‌سو تئاتر در یک فشار مداوم زیست کرده، نه‌تنها از حمایت مالی شایسته برخوردار نبوده، بلکه جریان‌های مختلف از امکانات رسانه‌ای خود در جهت ضربه زدن به آن دریغ نکرده‌اند. فکر نمی‌کنید فضاسازی علیه تئاتر فقط جنبه سیاسی و انتقام‌گیری دارد؟

تا حدی با نظر شما موافقم، بله بخش عمده‌ای از ماجرا سیاسی است. ولی با بخشی که گفتید تئاتر ما از دهه شصت و هفتاد به این سو مدام با این چالش‌ها مواجه بوده موافق نیستم چون وقتی به دوران حضور بعضی جریان‌ها و مدیران منتسب به آنها نگاه می‌کنیم ابدا چنین چالش‌هایی وجود ندارد. ولی به‌طور کل با فشار و ایراد و انتقاد به حوزه تئاتر در شرایط حاضر بیشتر از هر زمان دیگر موافق هستم. به دلیل اینکه می‌بینیم یک نمایشنامه ۱۰ سال قبل مجوز اجرا گرفته اما اگر امروز برای دریافت مجوز ارایه شود تحلیل‌های عجیب و غریبی میآید و در نهایت هم مجوز نمی‌گیرد. می‌پذیرم با هجمه‌های سیاسی مواجه هستیم و اینها در نهایت به فشار بر مدیریت تئاتر می‌انجامد و در ادامه هم روی گروه‌های تئاتر تاثیر می‌گذارد. تئاتر هنر زنده است و اجرای نمایش در هر شب با شب قبل تفاوت می‌کند، خیلی کم پیش می‌آید اتفاق نامتعارفی رخ دهد که همین اتفاق نادر هم با یک نگاه انتقادی و یا برداشت شخصی و یا فرصت سیاسی می‌تواند بسیار بزرگنمایی شود. من از اینکه می‌بینم یکی از نشریه‌های کشور در طول این دوسال هفتگی علیه تئاتر مطلب منتشر می‌کند بسیار گله‌مندم. مطالبی پر از تهمت و افترا؛ اگر نقد دقیق نوشته شود ما همه استقبال می‌کنیم ولی وقتی براساس دریافت‌های شخصی یادداشتی علیه یک گروه‌، یک نمایش و یا کلیت تئاتر نوشته می‌شود قابل پذیرش نیست. ما در هنر معیار و تعریف داریم ولی این نوشته‌ها هیچ‌وقت به معیارها توجه ندارند، در مقابل همه‌چیز زیر زره‌بین نگاه سیاسی تحلیل می‌شود. ضوابط و قوانین و مقررات و حتی مرجع فعالیت تئاتر و نظارت بر ان کاملاً شفاف و روشن است. اینکه حتی به فعالیت مرجع قانونی و رسمی و حتی هنرمندان شناخته شده اعتنا نکنیم و بخواهیم با یک عمل و یا دیالوگ و یا تحلیل فردی در یک نمایش از صدها اجرای مختلف کل تئاتر و موضوعات آن را زیر سوال ببریم جای حرف دارد.

اصلا چرا نشریه‌ای را که علیه تئاتر می‌نویسد ، جدی می‌گیرید؟

جدی نمی‌گیرم ولی به هرحال ذهن را مشغول می‌کند. حاشیه ایجاد می‌کند. دردسر و گرفتاری و حتی در خیلی موارد منجر به بدبینی گروه زیادی از افراد جامعه و حتی مسئولان می‌شود. منظورم این نیست که ذهن من مدیر را درگیر می‌کند، بلکه می‌گویم چرا باید وضعیتی حاکم کنیم که ذهن هنرمند مدام نگران باشد؟ افراد زیادی حتی یک بار در عمر خود تئاتر ندید‌ه‌اند و به سالن تئاتر نرفته‌اند اما با همین بدبینی و تحلیل نگاهشان به این هنر منفی می‌شود.

 *  چون این نگاه به سندرم بدبینی دچار شده و هرطرف می‌چرخد احساس خطر می‌کند، بنابراین چه در تئاتر و چه در دیگر عرصه‌های عمومی مدام مضطرب است. به نظر شما آیا قدرتی دارند؟

طبیعی است که قدرت دارند، ولی من جز نقدهای سازنده چندان به اظهارنظرهای مغرضانه و سیاسی اهمیت نمی‌دهم. به هرحال انکار نمی‌کنم در عملکردم دچار ضعف هستم، واقعا چه کسی می‌تواند مدعی شود در عمر مدیریتی یا فعالیت‌های روزانه‌ بدون خطا بوده؟ من اعتراف می‌کنم از خطا مبرا نبوده‌ام، چون ما همه انسان هستیم و جایزالخطا. مواردی بوده که با همکارانم تصمیم گرفتیم کار موثر و مفید انجام دهیم اما بعد با توجه به جمیع نظرها به نتیجه رسیده‌ایم باید روش را عوض کنیم، جریان شیوه‌نامه نظارت و ارزشیابی از همین نمونه بود که به سرعت مورد بازنگری قرار گرفت. هنرمندان اظهار نگرانی کردند و ما به سرعت اعلام کردیم دوباره ارزیابی می‌کنیم.

می‌خواهم روی این نکته پافشاری کنم که وزیر ارشاد باید در چنین مواردی ورود می‌کردو از چالش‌های سر راه شما می‌کاست. مثلا معاونت حقوقی وزارت ارشاد نباید برای جلوگیری از افزایش هجمه‌ها ورود می‌کرد؟

ورود کردند، یک بخشی از پیگیری‌های وزیر حتی برای من هم آشکار نبود. می‌دانیم وزیر فرهنگ و ارشاد شدن در کشور کار بسیار پرمشغله‌ای است. حوزه‌های زیادی زیرمجموعه این وزارتخانه فعالیت می‌کنند که هرکدام با چالش‌های متعدد خاص خودشان مواجهند، وقتی با وزیر درباره تئاتر صحبت کردیم متوجه شدم مشابه همین مشکلات در حوزه نشر، موسیقی، سینما و غیره هم وجود دارد. انصافا باید بگوییم ایشان در موارد گوناگون شخصا ورود کردند که اجرای مجدد بعضی نمایش‌ها و پیگیری رفع بازداشت مدیر مجموعه تئاترشهر از همین نمونه است. من شاهد پیگیری و توجه آقای صالحی بوده‌ام ولی مشکلات حوزه فرهنگ و هنر بسیار زیاد است.

به ماجرای جشنواره تئاتر فجر بازگردیم. اگر آن روزها شما به عنوان شهرام کرمی که نمایشنامه می‌نویسد و تئاتر کارگردانی می‌کند فعالیت داشتید نه مدیرکل هنرهای نمایشی، در جشنواره شرکت می‌کردید؟

قطعا کار می‌کردم و ناراحتی‌ام را به روش دیگر، با آنچه روی صحنه می‌آوردم نشان می‌دادم. این پرسش در جلسه مشترک از طرف دوستان انصراف‌دهنده هم مطرح شد و پاسخ من همین بود. به آنها گفتم که به تصمیم‌شان احترام می‌گذارم ولی نقد هم دارم چون اگر خودم بودم حتما واکنش متفاوتی داشتم. اجازه دهید راحت‌تر بگویم؛ آن زمان در تمام حوزه‌ها با واکنش‌ هنرمندان مواجه شدیم اما تئاتر بیش از همه آسیب دید. شما در جشنواره فیلم فجر شاهد بودید عده‌ای اعلام انصراف کردند اما در ادامه به جشنواره بازگشتند. در دیگر جشنواره‌ها مثل تجسمی و موسیقی به همین صورت، ولی در تئاتر اینطور نبود. آنجا احساس کردم در حوزه دیگر با چنین کنشی مواجه نبودیم، گرچه تاکید دارم واکنش بچه‌های تئاتر از روحیه حساس آنها ناشی شد و نباید تعبیر سیاسی شود.

 * مساله اینجا است که سنگرهای سینما و موسیقی با سرمایه‌های عجیب و غریب فتح شده و طیف وسیع فیلم‌های جشنواره فیلم فجر از سوی جریان سرمایه‌های کلان و صاحب مجوز راهی فهرست اکران شد. فکر نمی‌کنید استقلال مالی و فکری در تئاتر موجب می‌شود این طیف نسبت به وقایع سیاسی و اجتماعی با قدرت بیشتر واکنش نشان دهد؟

حتما همینطور است. مساله اقتصادی در سایر حوزه‌ها خیلی اهمیت دارد و متاسفانه در تئاتر شرایط اقتصادی آنچنانی وجود ندارد.

 *شاید بهتر باشد بگوییم خوشبختانه! چون استقلال به همراه داشته.

همین باعث هویت بیشتر هنر تئاتر شده چون هنرمندان متکی به خود عمل می‌کنند و اکثر گروه‌های تئاتری حتی از حمایت‌های دولتی بهره نمی‌برند. تمام تلاش من این بود که جلوی دوقطبی شدن هنرمندان را بگیرم و خوشحالم این موضوع در تئاتر اتفاق نیفتاد، چون بعضا در سایر حوزه‌ها شاهد دودستگی بودیم. هر دو گروه شرکت‌کنندگان و انصراف‌دهندگان به نظر یکدیگر احترام گذاشتند که پشتوانه‌اش فعالیت جمعی و گروهی در تئاتر است.

بله یک جور بلوغ سیاسی به نمایش درآمد.

بعضی افراد که از حضور در جشنواره انصراف دادند به دیگر گروه‌ها کمک کردند تا اجرای‌شان به بهترین نحو در جشنواره روی صحنه برود. این برای من از جمله تجربه‌ها و لحظات بسیار خوب بود. عده‌ای هم اعلام کردند می‌توانند به برگزاری جشنواره کمک کنند.

عده‌ای هم موج سواری کردند؟

بله، متاسفانه بعضی هم بر موج سوار شدند که ترجیح می‌دهم در این موضوع صحبت نکرده و ورود نکنم.

بحث ممیزی یکی دیگر از چالش‌های جدی دو سال مدیریت شما بوده، چون گروه‌ها معتقدند حجم سخت‌گیری‌ها افزایش یافت، در ممیزی نکاتی مورد توجه قرار گرفت که قبلا مورد توجه نبود. فضا بسته‌تر شد و اعضای شورا هربار بیان کردند از جای دیگری تحت فشار هستند و غیره. چرا فضا به این سمت رفت؟

البته من اعتقاد ندارم فضا بسته شد. حتی تئاترهایی هم روی صحنه رفت که بعضی به من انتقاد کردند چطور مجوز اجرا صادر کردید؟ معتقد بودند بعضی نمایش‌ها در دوره‌ای قبل‌تر قطعا مجوز اجرا نمی‌گرفت!

* این افراد از جامعه تئاتر بودند یا نهادهای خارج از فرهنگ؟

از هر دو طیف، و من می‌توانم مصداقی به اسامی نمایش‌ها اشاره کنم.

* نام می‌برید؟

ترجیح می‌دهم در گفت‌وگو اشاره نشود. خوشبختانه در تئاتر سند بالادستی قانونی وجود دارد و ما براساس آن اسناد نسبت به ارزشیابی و نظارت اقدام می‌کنیم. از طرفی انکار نمی‌کنم که با توجه به ماهیت موضوع در برخی موارد سلیقه و درک و دریافت متفاوت کارشناس به ارزیابی و صدور مجوز یک اجرا رسوخ می‌کند. این قابل رد نیست، چون از دید یک کارشناس، اشاره به تاریخ یا یک نام می‌تواند معنای خاصی داشته باشد اما از دید یک کارشناس دیگر این موضوع چنین استنباط نشود.

* سند بالادستی در این باره روشن صحبت نمی‌کند؟

چرا اما موارد مندرج کلی هستند؛ اصولا قانون به این صورت است و به مصادیق جزیی ورود نمی‌کند. مثلا در نظر بگیرید یک بند می‌گوید در نمایش نباید به هیچ قوم یا هیچ‌یک از ادیان توهین شود. حالا مثلا در نظر بگیرید فردی در نمایش به زبان ترکی صحبت می‌کند و کارگردان از او خواسته نقش کمدی اجرا شود. امکان دارد یک نفر از تصمیم کارگردان دریافت توهین‌آمیز داشته باشد و شخص دیگر خیلی عادی بگوید نمایش است و با ماجرا راحت برخورد کند. اینجا پای سلیقه و تحلیل فردی به میان می‌آید، در بسیاری بخش‌ها تحلیل‌ها شخصی است ولی گاهی هم نظر جمعی سه کارشناس مطرح می‌شود. من همیشه گفته‌ام اگر ما به گروه‌های نمایشی اعتماد کنیم بهترین نتیجه حاصل می‌شود. باید در نظر داشته باشیم تئاتر هنری زنده است و امکان دارد حتی موارد خارج از ضوابط هم اتفاق بیفتد، ولی معتقدم این در مرحله بازبینی قابل پذیرش است، نه در مرحله اجرا. چرا؟… به این دلیل که حتی امکان دارد در اجرا اغراق هم رخ دهد و برهمین اساس کارشناسان ما معمولا در ارزیابی اثر چند قدم جلوتر یعنی به شرایط اجرا توجه می‌کنند. چون گاهی شاهد بودیم کار در مرحله بازبینی مشکل نداشته اما بعد در مرحله اجرا، با یک آکسون‌گذاری ساده ئر دیالوگ و گفتار معنای نمایش  کامل برعکس شده است.

* جلوتر رفتن از نویسنده و کارگردان به یک نوع نیت‌خوانی دامن نمی‌زند؟ اینجا نقطه‌ای نیست که نویسنده وکارگردان تئاتر می‌گوید بازبین به نکته عجیبی اشاره کرد که معلوم نیست از کجا آورده؟ چون در مرحله بازبینی با واقعیت روی صحنه مواجه نیستیم، کارشناس بازبین باید خیال کند فردا چه چیز روی صحنه می‌رود.

نظارت و کارشناسی تئاتر کار بسیار دشواری است. بارها اتفاق افتاده متن از طرف شورای ارزشیابی رد شده، بعد شورای دوم نمایش را بازبینی کرده و مجوز به راحتی صادر شده است. خواندن متن، بازبینی کردن اجرا و صدور مجوز کار سختی است. امکان دارد در مرحله مطالعه، یک جمله در نمایشنامه طوری خوانده شود که به نظر مساله‌ساز بیاید، اما بعد در اجرا می‌بینیم همان جمله طوری بیان و بازی  شده که اصلا مشکل ندارد. خیلی از موارد شبه‌برانگیز که با نقد هنرمندان مواجه می‌شوید به دلیل همین ماهیت مستتر در جریان بازبینی است. ماه گذشته بازبین‌های شورا یک نمایش را رد کرده بودند، درحالی که من سه سال قبل جایی به عنوان داور همین نمایش را دیده بودم. جوایز زیادی هم دریافت کرد ولی از سوی شورا رد شد. از دوستان خواستم کار مشروط به بازبینی شود و گروه دوم کار را ببیند و در این مرحله مجوز  اجرا گرفت. درست می‌گویید که نباید جلوتر قدم‌برداریم ولی بعضا آثاری می‌بینیم که در متن یک چیز است و در اجرا شکل متفاوت پیدا می‌کند.

تکلیف اجراهایی که متن ندارند چه می‌شود؟

طرح اجرایی ملاک ما برای پذیرش نمایش است. اتفاقا این یکی از ویژگی‌های شیوه‌نامه نظارت و ارزشیابی مد نظر ما بود. چون براساس مصوبه ۴۶۱ شورای عالی انقلاب فرهنگی فقط نمایشنامه ملاک سنجش قرار می‌گیرد.

 * می‌پذیرید شخصیت و نوع رفتار فردی کارگردان یا نویسنده بعضا ملاک صدور مجوز قرار می‌گیرد؟ به این معنا که ممکن است یک نفر اصولا فرد عبوس و گوشه‌گیر باشد و دیگری اهل برقراری ارتباط و رفاقت، امکان دارد رفتار اولی توی ذوق مرجع صادرکننده مجوز بزند‍ و

همه ما در معرض روابط فردی و اجتماعی  هستیم که موجب می‌شود در ارتباط خود پیشینه افراد و میزان آشنایی را در نظر بگیریم. همین گفت‌وگوی بین من و شما از این قاعده مستثنی نیست. ما حداقل ۱۰ سال است در این حوزه یکدیگر را می‌شناسیم پس چون من شما را می‌شناسم و به رسالت خبرنگاری که برای خودتان قائل هستید آگاهم به راحتی می‌پذیرم با شما گفت‌وگو کنم. احتمالا شما هم با شناختی که نسبت به من دارید می‌پذیرید صادقانه صحبت کنید و با لحن و گفتار من آشنایی هستید و حتی می‌دانید جایی سکوت کنم چه معنایی دارد. این یعنی شناخت دوطرفه که ممکن است بین اعضای شورای نظارت و هنرمندان تئاتر هم وجود داشته باشد. ‌وقتی از قبل در خصوص فعالیت و کیفیت یک کارگردان آگاهی داریم ماهیت این بحث و سوال تفاوت می‌کند. وقتی نسبت به یک کارگردان اطلاعی در دست نیست تا حدی بی‌اعتمادی اولیه پیش می‌آید. تاکید می‌کنم که در شورای نظارت و ارزشیابی به قدری افکار و دیدگاه‌های متفاوت در بین کارشناسان وجود دارد که چندان با این وضعیت دوم مواجه نیستیم. شاید بتوانم بگویم بالای ۹۵ درصد آثار متقاضی مجوز اجرا دریافت می‌کنند و ۵ درصد آثار از منظر محتوایی یا شکلی دچار مشکل می‌شوند.

اداره کل تا به حال در زمینه ممیزی آثار جشنواره تئاتر دانشگاهی ورود نکرده؟

 به هیچ‌وجه. اگر کسی چنین کاری کرده باشد از طرف ما مسئولیت و ماموریت نداشته است. اگر نمونه‌ای بوده به درخواست مسوولان جشنواره یا وزارت علوم در حد مشورت اتفاق افتاده است. اتفاقا در مصوبه قانونی شورای نظارت و ارزشیابی  هم این موضوع بسیار خوب دیده شده و هر اثری با مسوولیت دانشگاه می‌تواند اجرا شود. مطابق مصوبه ۴۶۱ دانشگاه‌ها و مراکزی مانند حوزه هنری می‌توانند مستقل عمل کنند و به مجوز ما نیاز ندارند.

نقدی هم دارم که البته شاید از نظر درجه اهمیت به اندازه موارد قبلی نباشد ولی باید مطرح شود. نقدم به نوع رابطه اداره کل و خانه تئاتر ظرف دو سال گذشته برمی‌گردد. اینکه احساس می‌شود نوعی بده‌بستان وجود دارد، مثلا می‌دانیم خانه تئاتر سالانه ۲ میلیارد تومان بودجه جداگانه دریافت می‌کند ولی شنیده می‌شود اداره کل نیز در مواردی همچنان ورای آن بودجه پرداختی‌ دارد. این مبالغ به چه منظور پرداخت شده است؟

ما در طول دو سال گذشته به خانه تئاتر در هیچ موضوعی رقمی پرداخت نکردیم. فقط جشن بازیگر است که اداره کل در اهدای جوایز به صورت سنتی همکاری می‌کند. اما جز این یک ریال واریزی از طرف اداره کل هنرهای نمایشی به حساب خانه تئاتر نداشته‌ایم. شاید از حوزه‌های دیگر دولت اعتبار دریافت کرده باشند که ما در اداره کل هیج اطلاعی از این موضوع نداریم.

وقتی به سهم اعضای هیات مدیره خانه تئاتر مثلا در داوری انواع جشنواره‌های اداره کل هنرهای نمایشی نگاه می‌کنیم قضیه تفاوت چندانی ندارد، فقط شکل پرداخت متفاوت است.

اول اینکه من اعتقاد دارم ما باید به اصناف هنری و بخصوص تئاتر کمک کنیم، به هرحال من خودم عضو خانه تئاتر هستم. اعضای خانه تئاتر و هیات‌مدیره از خانواده تئاتر خارج نیستند. هیچ‌وقت این نگاه وجود نداشته که اگر کسی عضو صنف هنری بوده به یک رویداد دعوت شود. شاید این انتقاد زمانی وارد باشد که مثلا اداره کل درخواست رسمی به صنف هنری بدهد و درخواست کند خودشان عده‌ای را معرفی کنند. حتی به نظرم در این صورت هم هیچ اشکالی ندارد. نادر برهانی مرند را من ابتدا به عنوان دبیر جشنواره انتخاب کردم‌، دو ماه بعد با انتخابات به جمع هیات مدیره خانه تئاتر پیوست. من به تعامل و بهره‌مندی از توانایی تمام اصناف خانه تئاتر اعتقاد دارم، از طرفی به استقلال آنها نیز معتقدم، ضمن اینکه اگر خانه تئاتر قدرت بگیرد بسیاری از مشکلات اداره کل هنرهای نمایشی برطرف خواهد شد.

*   ظاهرا مستقل عمل می‌کند چون هیچ‌وقت شاهد ارایه جزییات نحوه هزینه کرد بودجه‌اش نبوده‌ایم. یا وقتی مدیرعامل همین مجموعه نمایشی را به صحنه می‌آورد، از قوانین همین اداره کل تمکین نمی‌کند.

در خصوص مورد اول نمی‌توانم اظهارنظری داشته باشم و مسولان خانه تئاتر باید خودشان در این رابطه صحبت کنند اما در زمینه مورد دوم، اتفاقا شما دیدید برخلاف بسیاری تحلیل‌ها، هیچ ملاحظه‌ای نکردیم و در چارچوب ضوابط با کارگردان نمایش برخورد شد. آقای شهرام گیل‌آبادی دوست خوب من است ولی وقتی در جایگاه کارگردان قرار گرفت ما طبق قانون با نمایش ایشان عمل کردیم، الان اگر بین برخورد اداره کل با یک گروه جوان (طبق صبحتی که داشتیم) و ایشان تفاوت وجود داشت باید به من خرده می‌گرفتید که چرا اینطور رفتار کردم.

*   شاید در مورد آقای گیل‌آبادی طبق قانون عمل شد ولی در مورد تخلفات نمایش موزیکال در هتل اسپیناس، اتفاقا آن طور دیگر رفتار کردید. نمایش با وجود تخلف‌های متعدد زیر چتر حمایت وزیر ارشاد و اداره کل به کارش ادامه داد، مدتی بعد دست راست همان کارگردان یکباره به کارگردان موزیکال تبدیل شد و نمایشی با همان مختصات روی صحنه آورد.

واقعا اینطور نبود. اگر خاطرتان باشد آنجا هم به کارگردان تذکر کتبی دادیم.

ولی در مورد گروه‌های دیگر خبری از تذکر کتبی نیست و به سرعت بلیت فروشی نمایش متوقف می‌شود.

با خیلی از گروه‌های دیگر هم همینطور برخورد شد. البته بگویم همین حالا هم بعضی گروه‌ها قبل از دریافت مجوز، در فضای مجازی پیش‌تبلیغات می‌کنند و ما با سعه صدر به ماجرا نگاه می‌کنیم. دیگر اینکه وقتی آن اتفاق رخ داد ما هنوز چارچوب مشخصی برای برخورد با این گونه موارد در اختیار نداشتیم. در تئاتر  مثل سینما مرسوم نبود که پیش‌تبلیغات گسترده شهری انجام شود. ولی به محض آنکه متوجه تخلف گروه نمایش شدیم جلسه شورای مرکزی را برگزار کردیم و برای عوامل گروه تذکر کتبی فرستادیم. شاید انتقاد شما ناظر براین بود که انتظار داشتید اداره کل مانع اجرا شود.

  * ابدا، فقط انتظار می‌رفت مشابه دیگر گروه‌ها برخورد کنید. البته بعدا خطای استراتژیک دیگری هم به‌وقوع پیوست و مدیرکل هنرهای نمایشی همراه همان شخص به یک برنامه تلویزیونی کاملا مهندسی شده رفت که کاملا به شائبه‌ها دامن زد.

حقیقتا از یک هفته قبل برای حضور در آن برنامه تلویزیونی با من هماهنگ شده بود و شبی که به سازمان صدا و سیما رفتم متوجه حضور آقای پارسایی کارگردان نمایش شدم. دقیقا حدود سه یا چهار ساعت قبل از طریق تبلیغات فضای مجازی متوجه شدم قرار است هر دو در برنامه حضور داشته باشیم. بعضی هم تصور می‌کردند لابد من باید پاسخ بعضی مطالب ایشان را همانجا در برنامه و روی آنتن زنده بدهم، درصورتی‌که برای یک موضوع دیگر، یعنی ارایه گزارش اداره کل هنرهای نمایشی دعوت شده بودم. معتقدم نباید راه دور برویم چون همه ما یک خانواده هستیم. کل هنرمندان تئاتر در سراسر ایران ۱۸ هزار نفر می‌شود و در تهران چهار یا پنج هزار نفر هنرمند داریم که بیشتر ان‌ها   را با نام کوچک می‌شناسیم. حسین پارسایی هم در مقطعی مدیر من بوده، دوست من است و کارهایش را دنبال می‌کنم. در جشنواره‌های متعدد همکار بوده‌ایم اما با تمام این احوال در موضوعات مختلف باهم اختلاف نظر اساسی داریم. واقعیت این است که من در ماجرای اجرای سال گذشته هیچ مماشاتی با گروه و نمایش ایشان نکردم.

اگر دوباره به سال ۹۶ برگردیم و مدیرکلی هنرهای نمایشی به شما پیشنهاد  شود،  می‌پذیرید؟

قطعا نمی‌پذیرم.

   *چرا؟

حقیقت این است که من سال‌ها در حوزه‌های متفاوت سابقه مدیریت دارم. از دبیری جشنواره گرفته تا مدیریت یک سالن نمایش. هشت سال و نیم در همین اداره کل هنرهای نمایش تجربه اجرایی کسب کردم. در مقطعی هم مدیریت امور نمایشی سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری تهران را برعهده داشتم. اما این پست بسیار پر چالش است. شاید وقتی از بیرون به عملکرد من نگاه می‌کنید انتقادهای بسیار زیادی وارد باشد و تصور کنید باید کارهایی انجام می‌شد که نشد. ولی واقعیت امر اینطور نیست، چون یک ظرفیت نیروی انسانی مشخصی در اختیار دارم و بودجه‌ای که بسیار محدود است. بودجه‌ای که سال به سال کاهش پیدا کرده و همین امسال با تورم صد درصدی موجود هنوز به اندازه سه سال قبل هم نیست. از طرفی با تعداد بسیار زیادی هنرمند از طیف‌های گوناگون با تفکرات متفاوت در سراسر کشور مواجه هستیم که باید پاسخگوی خواسته‌های‌شان باشیم. اداره کل هنرهای نمایشی به واقع بضاعت پاسخگویی به این میزان مطالبات را ندارد ولی در عین حال هر اتفاقی می‌افتد، نوک پیکان توجهات به سمت اداره کل هرهای نمایشی می‌چرخد. من با ایده‌ها و آرزوهای زیادی به اداره کل آمدم و فکر می‌کردم می‌توانم منشأ خیلی اتفاق‌ها باشم، اما به مرور با مسائلی مواجه شدم که تمام وقت فکرم را مشغول می‌کرد. در نتیجه از برنامه‌ریزی دلخواهم بازماندم و اگر برنامه‌ریزی هم صورت می‌گرفت از سوی بعضی جریان‌ها با چالش مواجه می‌شد. درحالی که تمام وقت در خدمت هنرمندان بودم ولی واقعیت این است که مطالبات هنرمندان تهران و شهرستان‌ها و استان‌ها بسیار زیاد است، محدودیت‌های زیادی هم وجود دارد، تعداد زیاد سالن‌های نمایشی و مطالبات‌شان یک طرف‌، تعدد نهادهای ناظر و حساسیت‌های کار فرهنگی هنری در سوی دیگر همه دست به دست هم داد که من به عنوان یک هنرمند در همین لحظه گفت‌وگو با شما آرزو کنم کاش همان شهرام کرمی نمایشنامه‌نویس و کارگردان باقی می‌ماندم. این مسوولیت را به کسی پیشنهاد نمی‌کنم، مگر آنکه لباس آهنین به تن کند و صبر ایوب داشته باشد تا بتواند بر خیل مشکلات فایق آید.

*بخش عمده‌ای از ماجرا سیاسی است. ولی با بخشی که گفتید تئاتر ما از دهه شصت و هفتاد به این سو مدام با این چالش‌ها مواجه بوده موافق نیستم چون وقتی به دوران حضور بعضی جریان‌ها و مدیران منتسب به آنها نگاه می‌کنیم ابدا چنین چالش‌هایی وجود ندارد.

همیشه این چالش‌ها بوده ولی شاید من و شما اطلاع نداشتیم. البته این چند سال مشکلات اجرایی این حوزه چندین برابر شده است. فضای فرهنگی و هنری کشور ما همیشه تابع نظرات مختلف و سلیقه و دیدگاه‌های سیاسی بوده و البته بخش زیادی تغییرات فرهنگی و هنری جامعه در ان نقش دارد. به عنوان نمونه یک نمایشنامه ۱۰ سال قبل مجوز اجرا گرفته اما اگر امروز برای دریافت مجوز ارایه شود شاید در ارزیابی دوباره تحلیل‌های عجیب و غریبی بشود و در نهایت هم مجوز نمی‌گیرد. می‌پذیرم با هجمه‌های سیاسی مواجه هستیم و اینها در نهایت به فشار بر مدیریت تئاتر می‌انجامد و در ادامه هم روی گروه‌های تئاتر تاثیر می‌گذارد. اما در هر شکل هنر تئاتر و هنرمندان این رشته به عنوان سرمایه فرهنگی کشور ما نقش اساسی و جدی در اعتلای هویت و فرهنگ دارند که شایسته است بیشتر از همیشه به آن توجه شود.

 

لینک مصاحبه : گفتگو با روزنامه اعتماد

http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/144811/

دیدگاهی وجود ندارد

لطفا دیدگاه خود را درج نمایید